محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1140

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه به خداى يگانهء بى شريك ايمان به يارى تا ملك تو برايت بماند . » و چون شجاع نامه را به حارث داد گفت : « كى ملك مرا مىگيرد من به جنگ او مىآيم . » و پيمبر چون اين بشنيد گفت : « ملكش نابود شود . » ابن اسحاق گويد : پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم ، عمرو بن ابى اميهء ضمرى را در مورد جعفر بن ابى طالب و ياران وى سوى نجاشى فرستاد و نامه اى نوشت بدين مضمون : « بسم الله الرحمن الرحيم : از محمد پيمبر خدا به نجاشى اصحم پادشاه حبشه . درود بر تو ، من درود خداى ملك قدوس سلام مؤمن مهيمن مىگويم و شهادت مىدهم كه عيسى پسر مريم روح خدا و كلمهء اوست كه وى را به مريم دوشيزهء پاكيزهء عفيف القا كرد و عيسى را بار گرفت و خدا عيسى را از روح و دم خود آفريد چنان كه آدم را از روح و دم خود آفريد . من ترا به خداى يگانهء بى شريك و اطاعت وى دعوت مىكنم كه پيرو من شوى و به خدايى كه مرا فرستاده ايمان به يارى كه من پيمبر خدايم و پسر عم خويش جعفر و جمعى از مسلمانان را سوى تو فرستاده‌ام و چون بيايند آنها را بپذير و از تكبر بر كنار باش كه من ترا با سپاهت به سوى خدا مىخوانم و ابلاغ كردم و اندرز دادم ، اندرز مرا بپذير و درود بر آنكه پيرو هدايت باشد . » و نجاشى به پيمبر نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم ، به محمد پيمبر خدا از نجاشى اصحم بن ابحر ، اى پيمبر خدا ، درود و رحمت و بركات خدا بر تو باد ، خداى يگانه اى كه مرا به اسلام هدايت كرد . اما بعد : اى پيمبر خدا ، نامهء تو و مطالبى كه دربارهء عيسى ياد كرده بودى به من رسيد ، بخداى آسمان كه عيسى حرفى بر اين نمىافزايد و ما دينى را كه آورده اى شناختيم و پسر عم ترا با يارانش